فیلم سینمایی «تقاطع نهایی» با تکیه بر فضاسازی محدود و بازیهای قابلتوجه، بهویژه از سوی گیتی قاسمی، مخاطب را تا پایان همراهی میکند، اما ضعف فیلمنامه و شخصیتپردازی سطحی، این درام مینیمال را به اثری نیمهتمام و فراموششدنی بدل کرده است.
محمدرضا سعیدی: فیلم «تقاطع نهایی» به کارگردانی سعید جلیلی، نمونهای قابلتأمل از اثری «نیمهتمام» است؛ فیلمی که نقاط درخشانش زیر سایه ضعفهای ساختاری قرار میگیرد. این درام مینیمال، اگرچه به لطف ریتم نسبتاً مناسب و بازیهای درخشان گیتی قاسمی و رویا جاویدنیا، مخاطب را تا پایان با خود همراه میکند، اما در نهایت بهدلیل فیلمنامهای سست و شخصیتپردازی سطحی، در همان تقاطعی که نامش را یدک میکشد، متوقف میماند.
نقطه قوت اصلی «تقاطع نهایی» در مدیریت کارگردان بر یک فضای محدود و هدایت بازیگران است.
فیلم با اتکا به یک لوکیشن واحد، موفق شده فضایی فشرده و نسبتاً دلهرهآور خلق کند. حرکات حسابشده دوربین و میزانسنهای متنوع، مانع از یکنواختی بصری شده و به حفظ ریتم کمک کردهاند.
در این چارچوب، بازی بازیگران ـ بهویژه گیتی قاسمی در نقش «شوکت» ـ قابلقبول و گاه فراتر از متن فیلمنامه است. قاسمی تلاش میکند لایههایی انسانیتر به شخصیت خود ببخشد؛ تلاشی که بیش از هر عنصر دیگری به فیلم جان میدهد. دیگر بازیگران نیز در حد نقشهای تعریفشده، متعادل و باورپذیر ظاهر شدهاند. در مجموع، میتوان گفت مهمترین سرمایه فیلم، بازیگران شاخص آن هستند.
با این حال، این نقاط قوت توان پوشاندن ضعف اساسی فیلم، یعنی فیلمنامه، را ندارند. داستان از منطق روایی منسجمی برخوردار نیست و بسیاری از موقعیتها، بهجای آنکه در خدمت پیشبرد هدفمند روایت باشند، حالتی الحاقی و زائد دارند. این احساس که با ایدهای مناسب یک فیلم کوتاهِ کشآمده روبهرو هستیم، تا پایان فیلم باقی میماند.
شخصیتها ـ بهویژه شخصیتهای زن ـ فاقد عمق، پیشینه و پرداخت دراماتیک هستند و بیشتر به ابزارهایی برای پیشبرد یک طرح کلیشهای شباهت دارند.
نکته قابلتوجه آن است که شخصیت شوکت، با وجود آنکه موتور محرکه آغاز داستان محسوب میشود، در ادامه به حاشیه رانده شده و نقشی تعیینکننده در شکلگیری اوج یا گرهگشایی نهایی ندارد. پایانبندی فیلم نیز، اگرچه غیرقابلپیشبینی به نظر میرسد، اما فاقد ضربه نهاییِ رضایتبخش و معنادار است و بیش از آنکه مخاطب را غافلگیر کند، شبیه توقفی ناگهانی و ناتمام عمل میکند.
«تقاطع نهایی» بهعنوان یک فیلم اول، از استعداد کارگردان در فضاسازی و هدایت بازیگر حکایت دارد، اما این استعداد برای شکوفایی کامل، نیازمند متنی دقیقتر و قویتر است. در نهایت، فیلم تمرینی نسبتاً موفق در کارگردانی است که در تقاطع ضعف فیلمنامه متوقف میشود و هرگز به مقصد نهایی یک اثر کامل و تأثیرگذار نمیرسد؛ فیلمی تمیز و قابلدیدن، اما در نهایت فراموششدنی.
انتهای پیام/