فیلم مارون با بازگرداندن جمشید هاشمپور به پرده سینما پس از سالها، نوید اثری درخور و متفاوت در ژانر دفاع مقدس را میداد با این حال، حاصل نهایی بیشتر به یک موقعیتسازی فرمالیستی شبیه است تا یک واکاوی دراماتیک تأثیرگذار
محمدرضا سعیدی: فیلم «مارون» به کارگردانی امیراحمد انصاری، به جسارت ورود به جغرافیای پیچیده زندگی شهید «هدایت الله طیب» را داشت. طرح چنین ادعای روایی بلندپروازانهای، با فیلمبرداری در لوکیشنهای بینالمللی (آمریکا و ترکیه) و بازگرداندن جمشید هاشمپور به پرده سینما پس از سالها، نوید اثری درخور و متفاوت در ژانر دفاع مقدس را میداد. با این حال، حاصل نهایی بیشتر به یک موقعیتسازی فرمالیستی شبیه است تا یک واکاوی دراماتیک تأثیرگذار.
مشکل اصلی فیلم نه در انتخاب سوژه، که در چگونه گفتن آن است.
فیلمنامه در تقلایی ناموفق برای پوشش ابعاد مختلف زندگی طیب و بستر سیاسی اجتماعی آن دوره، به پرشهای زمانی و مکانی بیمنطقی روی میآورد که فاقد انسجام دراماتیک است.
سیاری از صحنهها، مانند بمباران انبارهای آذوقه در بندر، بدون هیچ زمینهچینی یا توضیحی رها میشوند و مخاطب را در دریایی از سؤالات بیپاسخ تنها میگذارند. این گسست، تا حد تدوین نیز پیش رفته و ریتمی خستهکننده و ناهمگون به کل اثر بخشیده است.
در کانون این آشفتگی، بازی امیرحسین فتحی در نقش اصلی قرار دارد که علیرغم تلاش قابل تشخیص، در عمق بخشیدن به لایههای پیچیده این شخصیت تاریخی ناتوان میماند و حضوری سطحی و تکبعدی ارائه میدهد.
این ضعف در بازیگردانی، شامل حال سایر شخصیتها، به ویژه بازیگران خارجی کمتجربه نیز میشود که حضورشان اغلب تصنعی و فاقد باورپذیری است. حتی گریم نیز نتوانسته در خدمت شخصیتپردازی قرار گیرد و در مواردی خودنمایی میکند.
حضور جمشید هاشمپور، اگرچه در ابتدا نویدبخش به نظر میرسید، در نهایت به حرکتی نمادین و حاشیهای تقلیل یافته است. نقش او با دیالوگهای کلیشهای و فاقد کارکرد در پیشبرد پیرنگ، نه تنها به اعتبار بازیگر کمکی نمیکند، بلکه نمونهای از فقدان برنامهریزی درست برای بهرهگیری از سرمایههای هنری موجود را عیان میسازد.
مارون با بودجه قابل توجه و ادعای بلند، در نهایت ملغمهای از صحنهها و ایدههای رها شده است که نتوانسته از تکهپارههای تاریخ، یک کل منسجم و اثرگذار بیافریند. فیلم در سایه ضعفهای اساسی در فیلمنامه، تدوین و بازیگردانی، از بیان یک روایت منسجم و تاثیرگذار درباره یکی از شخصیتهای تاریخ معاصر ایران بازمانده و در مقایسه با آثار فاخری چون «صیاد»، عمق فاصله خود را با استانداردهای روایی و زیباییشناختی ژانر دفاع مقدس آشکار میسازد.
انتهای پیام/