رسول صدرعاملی، کارگردان نام آشنا، پس از ارائه اثر کامل و تحسین برانگیز زیبا صدایم کن در جشنواره سال گذشته، این بار در چهل و چهارمین دوره جشنواره فجر با فیلمی خوش ساخت و جذاب بازگشته است.
محمدرضا سعیدی: قایق سواری در تهران نه تنها یکی از سه فیلم برتر این دوره خواهد بود بلکه ممکن است در بسیاری از رشته ها جایزه بگیرد. اثری است که با زبان سینما، پیکره بیقواره و پیچیده تهران را با نگاهی تازه و سرشار از مهر روایت می کند.
نخستین نقطه قوت فیلم، تبدیل شهر تهران به یک شخصیت زنده و مؤثر در روند روایت است. تهرانِ صدرعاملی و فیلمنامه نویس، فقط لوکیشن نیست؛ بستری است که بر کنش شخصیت ها تأثیر می گذارد، خاطره می سازد و هویت قصه داخل آن شکل میگیرد. این نگاه، فیلم را از بسیاری آثار سطحی با پس زمینه شهری متمایز میکند.
فیلمنامه پیمان قاسمخانی، یک بازگشت قدرتمند و هوشمندانه به سینماست. ساختار روایی روان، دیالوگهای باورپذیر و خوشخوان، و خلق موقعیتهای کمدی-دراماتیک و شریف ، نشان از تسلط او بر فضاسازی و شخصیتپردازی دارد. فیلم از ابتدا تا انتها ریتمی یکدست و جذاب دارد که مخاطب را با خود همراه میکند.
وجوه فانتزی، امضای شناختهشده صدرعاملی در سالهای اخیر است و در این فیلم به اوج قاعدهمندی خود میرسد. ایده کارتونی شدن تصاویر در سکانسهای فلاشبک به گذشته، نه یک ترفند تصنعی، که زبان بصری خلاقانهای برای تفکیک زمان روایی و القای حس نوستالژی است. این انتخاب هوشمندانه، کاملاً در خدمت فضاسازی عاطفی فیلم قرار گرفته و با دنیای درونی شخصیتها همسو است، بنابراین «توی ذوق» نمیزند.
بازیها در خدمت کلیت اثرند. پیمان قاسمخانی در نقش «مازیار» و بنیتا افشاری در نقش فرزندی که با او همراه میشود، کنش و واکنشهای طبیعی و جذابی خلق میکنند. بازی کودکانه افشاری، قابل تحسین و عاری از کلیشههای رایج است.
حضور سحر دولتشاهی و امین حیایی با تیپسازی و لهجه خاص، اگرچه کوتاه، اما مؤثر و بهجا است و بر غنای فضای فیلم میافزاید. همه بازیگران در چارچوب تعریف شده فیلم، «به قاعده» عمل کردهاند.
فیلمبرداری حرفهای، چشمنواز و کاملاً در خدمت روایت است. ترکیب بندی نماها، استفاده از رنگ و نور، فضای گرم و نوستالژیک فیلم را تقویت میکند. تدوین روان و دقیق، ریتم مناسبی به فیلم بخشیده و گذار میان زمان حال و گذشته (با همان تکنیک فانتزی) را بینقص انجام داده است. موسیقی، صداگذاری و طراحی صحنه نیز همگی در راستای خلق یک کمدی درام روان و حال خوب کن همسو هستند.
قایق سواری در تهران یک اثر سینمایی کامل، خوش ساخت و انسانگراست. این فیلم با تکیه بر فیلمنامهای محکم، کارگردانی خلاق، بازیهای مناسب و فرم فنی استوار، موفق شده است عشق، خنده و نوستالژی را بدون شعار و اغراق، به مخاطب القا کند.
صدرعاملی و قاسمخانی ثابت میکنند میتوان از دل شلوغی و تضادهای شهری مثل تهران، داستانی سرشار از امید و لطافت روایت کرد. این فیلم، بدون شک یکی از آثار ماندگار خواهد بود و بعد از داستان ها و حوادثی که در کشور به خصوص تهران رخ داد میتواند مقداری حال دل مردم را خوب کند.
سبحان رسولی: رسول صدرعاملی در 70وچندسالگی هنوز بلد است نبض شهر را بگیرد. تهرانِ این فیلم، شهری زنده، خاطرهساز و دوستداشتنی است؛ نه آن تهران عبوس و خستهای که معمولاً در فیلمها میبینیم. اینجا شهر، خودش یک شخصیت است و دوربین با علاقه در خیابانها، آدمها و شلوغیهایش میچرخد. فیلمنامه روان و سرحال پیمان قاسمخانی هم کمک کرده فیلم از ابتدا تا انتها ریتمش را نگه دارد و تماشاگر را با خودش همراه کند.
«قایقسواری در تهران» یک کمدی-رمانتیک فانتزی است؛ نه ادعای فلسفی دارد، نه میخواهد دنیا را تغییر دهد. همانقدر که فانتزی و رویاست، قصهاش هم ساده و قابل دنبالکردن است و مهمتر از همه، حس خوبی منتقل میکند. از آن فیلمهاییست که بعد از تمام شدنش، دلت میخواهد دوباره ببینی.
بازیها عموماً درست انتخاب شدهاند. ترکیب نسلها، از جوانهای نسل زد و دهه هشتادیها تا شخصیتهای دهه پنجاه و شصتی، بامزه و قابل لمس از آب درآمده. امین حیایی یکی از بهترین بازیهای فیلم را دارد و تصویر متفاوتی از خودش ارائه میدهد. حتی بازی گرفتن از بازیگران کمتجربه و کودک، نشان میدهد صدرعاملی هنوز حوصله و دقت کار با جزئیات را دارد.
اما فیلم بینقص نیست. گاهی حضور اسپانسر و حمایتهای شهری بیش از حد به چشم میآید و در بعضی سکانسها، مرز سینما و تبلیغ باریک میشود. چند دیالوگ شعاری هم هست که اگر حذف میشد، باورپذیری فیلم بالاتر میرفت. فضای فانتزی در بخشهایی لوس میشود و در یکسوم پایانی، کنترل روایت کمی از دست میرود.
با این همه، برای من کفه مثبت فیلم سنگینتر است. «قایقسواری در تهران» نشان میدهد صدرعاملی هنوز فیلمسازیست که بلد است با مخاطب حرف بزند، از تکنولوژی روز، زیست امروز و دغدغه نسلها استفاده کند و سینمای اجتماعی را با حالوهوای تازه روایت کند. شاید این فیلم شاهکار کارنامهاش نباشد، اما قطعاً فیلمی سرحال، خوشریتم و دوستداشتنی است؛ از آنهایی که حال تماشاگر را خراب نمیکند و این روزها، همین هم غنیمت است.
انتهای پیام/