بیلبورد فیلمی است با ظرفیت بالا و اجرای متوسط. حس «حیف شدگی» در مواجهه با آن پررنگ است. با این وجود، به دلیل ایدهی جذاب و بازی خوب، برای اکران عمومی جذاب خواهد بود و احتمالاً با استقبال نسبی مواجه میشود.
محمدرضا سعیدی: فیلم «بیلبورد» سعید دشتی، با یک نقطه قوت برجسته وارد عرصه میشود: ایده بصری و مفهومی قدرتمندِ استفاده از نام بیلبورد به عنوان موضوعی در مورد یک بازیگر مطرح و روایت مسئله ای که برای بازیگر پیش می آید و نحوه برخورد او با این مشکل. این کانسپت اولیه، نوید فیلمی درگیرکننده و چندلایه را میدهد. اما متأسفانه، اجرای فنی و فیلمنامهای نتوانسته از عهده تبدیل این ایده به یک اثر یکپارچه برآید.
ضعف اصلی فیلم در منطق دراماتیک و پیشبرد روایی آن است. صحنهها اغلب به جای آنکه از درون موقعیت و شخصیتها زاییده شوند، در خدمت رساندن فیلم به نقطهای از پیش تعیینشده قرار گرفتهاند. این امر بیشترین آسیب را به شخصیتپردازی زده است؛ به گونهای که مخاطب فاقد اطلاعات کافی از پیشزمینه شخصیت اصلی (با بازی آناهیتا درگاهی) است و این خلأ، مانع از ایجاد پیوند عاطفی عمیق میشود.همچنین، انتقال دیالوگهای حاوی پیامهای مثبت یا منطقی به شخصیتهای منفی، یک انتخاب بحثبرانگیز و اغلب ضد درام است که از اقتدار اخلاقی روایت اصلی میکاهد.
فیلم در بخشهای فنی نیز دچار نواقصی است که انسجام اثر را خدشهدار میکند:
میزانسن و کار دوربین: در برخی سکانسها، جایگیری دوربین و ترکیببندی ناکارآمد است و حس تداوم فضایی را از بین میبرد.
تدوین: ریتم فیلم یکدست نیست. برخی سکانس ها نیاز به تنفس بیشتر و برخی نیاز به کوتاهتر شدن دارند. این بینظمی در تدوین، بر تمرکز مخاطب تأثیر منفی میگذارد.
صداگذاری و طراحی صدا: نواقص فنی در صدا (همخوانی نداشتن صداها، کیفیت ضبط ناهمگون) در چند نقطه آشکارا مشهود است و از غوطهوری مخاطب در دنیای فیلم میکاهد.
در میانهی این کاستیها، بازی متعهدانه و حرفهای آناهیتا درگاهی میدرخشد. او با درک درستی از تنشهای درونی شخصیتش، عمق و باورپذیری قابل توجهی به نقش میبخشد و عملاً نگهدارنده اصلی فیلم است. جذابیت ذاتی ایده مرکزی نیز تا حد زیادی کموکاستیهای روایی را میپوشاند و کنجکاوی مخاطب را تا انتها حفظ میکند.
بیلبورد فیلمی است با ظرفیت بالا و اجرای متوسط. حس «حیف شدگی» در مواجهه با آن پررنگ است. با این وجود، به دلیل ایدهی جذاب و بازی خوب، برای اکران عمومی جذاب خواهد بود و احتمالاً با استقبال نسبی مواجه میشود.
اگر تیم سازنده فرصت داشته باشند و اراده کنند، بازنگری در تدوین و اصلاحات صدا میتواند نسخه اکران را به شکل محسوسی ارتقا دهد و آن را به ایدهآل نسبی خود نزدیکتر کند. در نهایت، «بیلبورد» بیشتر به عنوان یک فیلم امیدوارکننده با اشکالات قابل رفع در خاطر خواهد ماند تا یک اثر کامل و بینقص.
انتهای پیام/