باشگاه خبرنگاران پویا؛ روابط عراق و فلسطین، با وجود تفاوتهای جغرافیایی، ریشه در تاریخ مشترک و تحولات سیاسی جهان عرب دارد. از حمایتهای نظامی عراق در جنگ 1948 تا مقاطع دیگر؛ البته حمایت عراق در قبال فلسطین، در مقاطع مختلف دستخوش تغییر شده است.
عراق و فلسطین با وجود تفاوت های جغرافیایی، از نظر تاریخی و فرهنگی اشتراکات قابل توجهی دارند. منطقه بین النهرین (عراق کنونی) به دلیل نقش محوری در شکل گیری تمدن های باستانی و نزدیکی به دریای مدیترانه، از دوران روم باستان اهمیت ویژهای داشته است. آثار باقی مانده از فرهنگ های کهن، نشان دهنده پیوندهای فرهنگی مشترک بین دو کشور است که ریشه در تاریخ مشترک و تمدن های درخشان بین النهرین دارد. این اشتراکات به ویژه در حوزه های سیاسی و تاریخی، فراتر از مرزهای جغرافیایی امروزی قابل ردیابی است.
روابط عراق و فلسطین در دوران سلطنت:
دوران ملک فیصل اول (1921–1958):
- پس از استقلال عراق در 1932، این کشور با وجود وابستگی به بریتانیا، از حقوق فلسطینی ها در برابر مهاجرت صهیونیستی و قیمومیت بریتانیا حمایت کرد.
- در جریان قیام 1936–1939 فلسطین، عراق سیاست ضدصهیونیستی اتخاذ نمود و از مبارزات فلسطینی ها پشتیبانی کرد.
جنگ 1948 و نقش نظامی عراق:
- عراق به همراه کشورهای عربی در جنگ علیه اسرائیل شرکت کرد. نیروهای عراقی در محور «مرج بن عامر» پیشروی کرده و شهرهای جنین و طولکرم را آزاد کردند.
- حضور 800 نیروی داوطلب عراقی در «جیش الانقاذ» (نیروی داوطلب عربی) و عملیات هایی مانند « رأس العین»، از سقوط مناطق استراتژیک جلوگیری کرد.
- تلفات عراق: 151 نظامی و 5 خلبان شهید و 5 هواپیمای منهدم شده.
- به گفته «مصطفی کبها»، حضور عراق در نبردها باعث حفظ بافت عربی در مناطق کرانه باختری (مانند جنین) شد و از تخلیه اجباری فلسطینی ها جلوگیری کرد.
فعالیتهای فرهنگی و سیاسی:
- در دوران ملک غازی (1933–1939)، رادیوی عراق با برنامه هایی درباره «وحدت عرب» و خطرات صهیونیسم، افکار عمومی را شکل می داد.
- پارلمان عراق از 1928 تا 1945 چندین بار به مسئله فلسطین ورود کرد، از جمله تصویب تحریم کالاهای صهیونیستی در 1945.
- رهبران فلسطینی مانند حاج امین الحسینی در عراق پناه گرفتند و جنبش هایی مانند «فوزی القاوقجی»، جوانان عراقی را به مبارزه در فلسطین تشویق می کردند.
پیامدهای تاریخی:
- پذیرش آتش بس 1948 توسط پادشاه عراق، به نارضایتی های داخلی دامن زد و یکی از عوامل انقلاب 1958 و سرنگونی نظام پادشاهی شد.
- نظامیان عراقی معتقد بودند در صورت ادامه جنگ، می توانستند تا تل آویو پیشروی کنند، اما تصمیم سیاسی به آتش بس مانع این اقدام شد.
نکته کلیدی
روابط عراق و فلسطین در این دوره، ترکیبی از همبستگی عربی، حمایت نظامی، و مقاومت در برابر گسترش صهیونیسم بود که تأثیرات عمیقی بر جغرافیای سیاسی فلسطین و تحولات داخلی عراق گذاشت.
نقش محوری نوری سعید نخست وزیر عراق
نوری سعید تلاش کرد تا در مواجه بین اعراب و اسرائیل و جنگ ١٩٤٨ م اعراب و اسرائیل تا حد زیادی دخالت نکند و عراق را بیرون از این درگیری نگه دارد.
پس از تجزیه فلسطین در 29 نوامبر ١٩٤٧م با خواست مردم عرب در سال ١٩٤٨ م جنگی بین اسرائیل و شش کشور عربی صورت گرفت که به شکست اعراب انجامید. این جنگ در زمان نخست وزیری پاچه چی اتفاق افتاد اما گفته می شود نوری سعید با کاهش قدرت فرماندهان نظامی عراق در جبهه جنگ با اسرائیل سهم عمده ای در شکست اعراب در این جنگ داشت.
مزاحم پاچه چی در سال 1309 ق / 1891 م در موصل به دنیا آمد و از سیاستمداران و دیپلمات های عراقی است وی به دلیل گرایش های ناسیونالیستی عرب و حمایت از فلسطین مشهوراست. پاچه چی در سال 1927 وزیر کشور عراق شد و در سال 1931 نماینده عراق در سازمان ملل متحد بود. مزاحم از ٢٦ ژوئن ١٩٤٨ تا ٦ ژانویه ١٩٤٩م نخست وزیر عراق بود. در زمان نخست وزیری مزاحم، جنگ اعراب و اسرائیل – که به شکست اعراب انجامید – روی داد. پاچه چی در این جنگ بیشتر از سایر کشورهای عربی نیروی نظامی را به جنگ با اسرائیل اعزام کرد. پاچه چی به نخست وزیر مصر پیشنهاد حمله به اردن را داد تا ملک عبدالله شاه اردن را به دلیل همکاری با اسرائیل و خیانت به اعراب دستگیر و برکنار کنند اما نخست وزیر مصر نپذیرفت. پاچه چی در پانزدهم مارس سال ١٩٥٤ به قاهره سفر کرد و با جمال عبدالناصر دیدار کرد. روزنامه های عراقی وی را متهم به طرفداری از مصر و ناصر کردند.
نظام سلطنتی عراق چنان به انگلستان وابستگی داشت که نوری سعید در سال 1950 میلادی مهاجرت یهودیان عراق به فلسطین را آزاد گذاشت. خیانت نوری سعید به اعراب در جنگ با اسرائیل موجب تیرگی روابط جمال عبدالناصر با عراق گردید.
دوران جمهوری اول و عبدالکریم قاسم (١٩٥٨-١٩٦٣)
انقلاب 14 ژوئیه که به عنوان کودتای 1958 عراق نیز شناخته میشود، در 14 ژوئیه در عراق اتفاق افتاد و باعث سرنگونی سلسله هاشمیان شد که در سال 1921 توسط شاه فیصل اول تحت حمایت بریتانیا پایه گذاری شده بود. شاه فیصل دوم، شاهزاده عبدالله و نخست وزیر نوری سعید در طی این ناآرامی ها کشته شدند. عبدالکریم قاسم قدرت را به عنوان نخست وزیر تا سال 1963 در دست گرفت تا اینکه در طی انقلاب رمضان سرنگون وکشته شد. انقلاب عراق یکی از بزرگترین وقایعی بود که نه فقط خود عراق بلکه کل خاورمیانه را متأثر ساخت.در این دوره عراق سیاست خارجی مستقل تری اتخاذ کرد و به طور قاطع تری از مسئله فلسطین حمایت نمود. پس از انقلاب در عراق و سقوط سلطنت حکومت جدید به حمایت از جنبش های فلسطینی و تلاش برای ایجاد یک جبهه متحد عربی در برابر اسرائیل ادامه داد. این روابط در کل تحت تأثیر تحولات سیاسی منطقه و تغییرات در رهبری کشورها قرار داشت و شامل تحولات مهمی در تاریخ دو کشور بوده است. در این سال ها، عراق به عنوان یکی از کشورهای عربی مهم همواره در مسائل فلسطین نقش فعالی ایفا کرده است. از جمله حمایت های سیاسی و نظامی از فلسطینی ها در برابر اشغالگری های اسرائیل . همچنین روابط عراق با دیگر کشورهای عربی و تأثیرات جنگ های منطقه ای بر وضعیت فلسطین نیز از جمله موضوعات مهم این دوره است.
خلاصه روابط عراق و فلسطین در دوران صدام حسین و حزب بعث:
مواضع ایدئولوژیک صدام حسین:
- صدام حسین مسئله آزادسازی فلسطین را به عنوان بخشی از هویت عربی و اسلامی تبلیغ می کرد و قدس را «قبله اول مسلمانان» و سومین مکان مقدس می دانست.
- او ادعا داشت عدم آزادسازی قدس، ایمان مسلمانان را زیر سوال می برد و وعده نابودی اسرائیل و حتی سوزاندن نیمی از آن را می داد.
حمایتهای مالی و نظامی:
- صدام میلیون ها دلار به خانواده های شهدای فلسطینی، به ویژه قربانیان عملیات های انتحاری، کمک می کرد (مثلاً 25 هزار دلار به هر خانواده).
- در جنگهای 1948، 1967 و 1973، عراق نیروها و تجهیزات نظامی به جبهه های فلسطین و سوریه اعزام کرد.
- در جنگ یوم کیپور (1973)، عراق نیروهای خود را برای حمایت از سوریه علیه اسرائیل فرستاد.
اقدامات کلیدی در حوزه فلسطین:
1. حمایت از گروههای فلسطینی:
- پشتیبانی مالی و نظامی از سازمان هایی مانند سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) و ایجاد دفاتر نمایندگی برای آنها در بغداد.
2. جنگ ایران و عراق (1980–1988):
- با وجود تمرکز بر جنگ با ایران، حمایت های نمادین از فلسطین ادامه یافت، اما منابع عراق بیشتر صرف جنگ شد.
3. جنگ خلیج فارس (1990–1991):
- پس از حمله به کویت و انزوای بین المللی، صدام از مسئله فلسطین به عنوان ابزار سیاسی برای جلب حمایت اعراب استفاده کرد.
اهمیت فلسطین در سیاست خارجی عراق:
- هویت عربی و اسلامی: فلسطین به عنوان نماد وحدت عربی و اسلامی در سیاست های صدام جایگاه ویژه ای داشت.
- مقابله با غرب و اسرائیل: حمایت از فلسطین، ابزاری برای کاهش نفوذ غرب و تقویت جایگاه رهبری عراق در جهان عرب بود.
- افزایش محبوبیت داخلی و منطقه ای: این سیاست به صدام کمک کرد تا پایگاه مردمی خود را در بین اعراب و مسلمانان تقویت کند.
تغییرات پس از دهه 1990 و سقوط صدام:
- با وقوع جنگ خلیج فارس، تمرکز عراق به مسائل داخلی و امنیتی معطوف شد و حمایت از فلسطین کمرنگ تر گردید.
- پس از سقوط صدام در 2003، اولویت های سیاست خارجی عراق به طور کامل تغییر کرد و مسئله فلسطین در حاشیه قرار گرفت.
نکته پایانی:
سیاست صدام در قبال فلسطین ترکیبی از ایدئولوژی پان عربیسم، منافع استراتژیک و جلب مشروعیت مردمی بود. با این حال، تنش های داخلی و جنگ های پرهزینه، تأثیرگذاری این حمایت ها را در بلند مدت کاهش داد.
نگرش کنونی ملت عراق نسبت به فلسطین
آخرین نکته ای که در این بخش باید مورد توجه قرار گیرد، مسأله «نگرش ملت عراق نسبت به فلسطین است صدام حسین حتی در دوره تحریم ها و فشارهای سخت اقتصادی نیز فلسطینی ها را در یکی از بهترین مناطق پایتخت اسکان داده و به آنان مقرری ماهیانه قابل توجهی می داد. در مقابل بخشی از فلسطینی ها نیز در راستای سیاستهای سرکوبگرایانه صدام فعالیت میکردند.
این وضعیت باعث شد تا به صورت ،کلاسیک عموم شیعیان و کردهای عراق از فلسطینی ها خاطره خوبی نداشته باشند همین موضوع در سال های پسا سقوط صدام به نوعی خود را در مواضع سیاسی احزاب نشان می داد! با این حال طی یک دهه اخیر و خصوصا سال های اخیر وضعیت به میزان محسوسی تغییر کرده است و جامعه شیعی در حمایت از ملت فلسطین حتى نسبت به اهل تسنن عراق نیز پیشی گرفته اند. پیشقراول و نیروی پیشران این تغییر نیز احزاب سیاسی – و البته مرجعیت مذهبی در نجف – بوده اند. در نتیجه هر دولت شیعی که در عراق بر سر کار باشد، باید خود را حامی ملت فلسطین و آرمان آزادسازی قدس نشان دهد.
یادداشت: محدثه رضائی کارشناس ارشد مطالعات عراق
پایان پیام/