حمله به ونزوئلا پیادهسازی یکی از اهداف سند امنیت ملی آمریکا در سال 2026 بود که در اولین روزهای سال جدید انجام شد.در سند امنیت ملی آمریکا 2026 در مورد ایران نیز از «عملیات خاص و فشار امنیتی بر ایران» سخن رفته است.
سید محمد حسینی سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در عربستان سعودی:
حمله شبانه آمریکا به ونزوئلا و انتقال رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش به آمریکا برای محاکمه، پدیدهای جدید و البته اسفناک در تاریخ روابط بینالملل پس از جنگ جهانی دوم بود و علامتی جدی از افول نهادها و رژیمهای بینالمللی و البته تمسخر حقوق بینالملل از جانب ترامپ و تیم او محسوب میشود.
ترامپ با جایگزینکردن «زور بهجای اقناع»، سیاست خارجی آمریکا را شخصی کرده و اعتبار نسبی آمریکا در سیاست بینالملل را در خدمت بلندپروازی و عظمتطلبی شخصی خود قرار داده است.
آنچه در رویه سیاست خارجی آمریکا در دولت دوم ترامپ شاهد هستیم، «افول هژمونی و ترویج زورمندی» در سیاست خارجی آمریکاست؛ رویهای که در کوتاهمدت برای آمریکا آوردههای محدودی دارد اما در بلندمدت هزینههای هولناکی را به این کشور وارد خواهد کرد.
زور در نقطه مقابل هژمونی قرار دارد. هرچقدر زور عیانتر باشد، نشان از افول هژمونی است؛ چه اینکه هژمونی ترکیبی از قدرت و رضایت است و زور یکی از چند وجه و چهرههای قدرت محسوب میشود.
با بهرهگیری از نظریه ثبات هژمونیک رابرت گلپین، هژمونی در گرو چهار عنصر توانمندی نظامی بیرقیب، توان ائتلافسازی سیاسی، قدرت بالای اقتصادی و قدرت ایدئولوژیک است.
ترامپ با تقلیل هژمونی به زور، فقط بعد نظامی قدرت آمریکا را برجسته و ثابت کرده است؛ آمریکا در توان ائتلافسازی با قدرتهای بزرگ و نوظهور، رقابت تجاری و اقتصادی با قدرتهای نوظهور اقتصادی و اقناعسازی جوامع نسبت به سبک زندگی لیبرال دچار بحران شده است و اینها همه ترجمه افول هژمونی آمریکا هستند.
در واقع زمانی که یک قدرت بزرگ توان اقناعسازی و همراهکردن سایرین با سیاستهای خود را از دست میدهد، پرخاشگرایانه دست به ماشه میبرد تا جایگاه جهانی خود را در سلسلهمراتب قدرت با «زور» حفظ کند؛ غافل از اینکه بهکارگیری زور، حد یقف و معینی دارد و دیر یا زود دچار فرسودگی و افت میشود.
دولت ترامپ با ترویج زورمندی در نظام بینالملل، فرایند تزلزل نظم کهن پیریزیشده توسط آمریکا پس از جنگ جهانی دوم را نیز تسریع کرده است و به استقبال نظم جدیدی میرود که بدون شک در آن قدرت فائقه نیست و باید به تقسیم قدرت با اروپا، چین و روسیه رضایت دهد.
در این فرایند گذار، ترویج نظامیگری لاجرم پای آمریکا را به بحرانهای متعدد نظامی آینده باز خواهد کرد و فرایند افول هژمونی و حتی زورمندی آمریکا را تسریع خواهد کرد.
با اینهمه از منظر ما ایرانیان، حمله شبانه و خارج از عرف دولت ترامپ به ونزوئلا حامل پیامهای خطرناکی در کوتاهمدت برای ما خواهد بود:
1. ترامپ مطلقا احترامی برای حقوق بینالملل، سازمان ملل متحد و نهادهای و رژیمهای بینالمللی قائل نیست.
2. اگر الگوی بوش پسر در مداخله نظامی «دموکراسی نو با چکمه» بود، الگوی ترامپ «بوروکراسی نو با چکمه» است. ترامپ بدون تغییر حکومت میخواهد با ترور رهبران، زمینه ظهور ساختاری جدید از دل همان ساختار قبلی حکومت فراهم کند که مطابق با منافع آمریکا رفتار کند.
3. آمریکا برای پیشبرد الگوی بوروکراسی نو با چکمه، به دنبال بهانهای برای مداخله است؛ گو اینکه قاچاق مواد مخدر از ونزوئلا به آمریکا را بهانه حمله به این کشور قرار داد.
4. ظاهرا در شرایط کنونی چین و روسیه (به دلایلی که میتوان به تفصیل به آنها پرداخت)؛ بنای مقابله با این رویه خطرناک آمریکا را ندارند و صرفا به محکومیت لفظی میپردازند.
5. اتحادیه اروپا نیز با علم به خطرناکبودن ترویج زورمندی و آسیبپذیری اروپا، فعلا واگن دنبالهروی آمریکاست.
6. حمله به ونزوئلا پیادهسازی یکی از اهداف سند امنیت ملی آمریکا در سال 2026 بود که در اولین روزهای سال جدید انجام شد.
7. در سند امنیت ملی آمریکا 2026 در مورد ایران نیز از «عملیات خاص و فشار امنیتی بر ایران» سخن رفته است.
8. آمریکا با تحریک لابی یهود در نیویورک و رژیم اسرائیل بنا دارد به بهانههایی از قبیل وجود 400 کیلو اورانیوم غنیشده در ایران، موشکهای بالستیک، عزم ایران برای آغاز غنیسازی مجدد و برخورد نیروهای امنیتی ایران با معترضین و...، عملیات نظامی در ایران را آغاز کند.
9. پیشبینی میشود در صورت عملیات مجدد نظامی علیه ایران، مواضع روسیه و چین نیز منفعلانه و البته با مواضع شدید لفظی همراه باشد.
10. اتحادیه اروپا در قبال حمله احتمالی به ایران بخشی از تهاجم مشترک آمریکایی-اسرائیلی خواهد بود.
انتهای پیام/