گزینش جرد کوشنر و استیو ویتکاف بهعنوان افراد محوری در هدایت مذاکرات از سوی آمریکا، از همان آغاز تردیدهای قابل توجهی درباره سطح تمرکز و میزان جدیت واشنگتن نسبت به پرونده ایران به وجود آورده است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، هر دو نفر بیش از آنکه سابقه دیپلماسی حرفهای داشته باشند، بهعنوان فعالان اقتصادی و چهرههای نزدیک به محافل تجاری شناخته میشوند؛ موضوعی که در یک پرونده پیچیده و چندلایه مانند مذاکرات ایران و آمریکا، نمیتواند بیاهمیت تلقی شود.
در حالی که دور دوم گفتوگوها قرار است فردا برگزار شود، شواهد موجود حاکی از آن است که طرف آمریکایی هنوز با انسجام و فوریت لازم وارد این فرآیند نشده است. فاصله دهروزه میان دو دور مذاکره، بدون تعیین سریع و شفاف زمان و مکان نشست دوم از سوی آمریکا، از نگاه برخی ناظران نشانهای از نبود عزم کافی برای پیشبرد جدی گفتوگوهاست.
دیپلماسی حرفهای در برابر مدیریت پراکنده
ریاست هیئت ایرانی را وزیر امور خارجه بر عهده دارد؛ دیپلماتی با سابقه در این حوزه و با تیمی تخصصی که مأموریت اصلی آن طراحی و تحقق یک توافق تعریف شده است. این تیم بارها اعلام کرده که آماده دستیابی به توافقی حتی جامعتر و متوازنتر از توافق دوره ریاستجمهوری باراک اوباما است؛ توافقی که این بار میتواند با دولت دونالد ترامپ نهایی شود.
در مقابل، انتخاب کوشنر و ویتکاف این پرسش را تقویت کرده که آیا کاخ سفید پرونده ایران را در اولویت واقعی خود قرار داده است یا خیر. این دو چهره علاوه بر موضوع ایران، درگیر مجموعهای از دغدغهها و مأموریتهای دیگر از جمله مسائل تجاری شخصی و همچنین موضوعات پیچیده سیاست خارجی همچون بحران اوکراین و روسیه و تحولات مرتبط با اسرائیل در منطقه هستند. چنین پراکندگی تمرکز، بهطور طبیعی میتواند بر کیفیت و عمق مذاکرات اثرگذار باشد.
مذاکره هدفمند یا دیدارهای نمادین؟
منابع آگاه در هیئت مذاکرهکننده ایرانی تأکید میکنند که مذاکره مؤثر مستلزم ورود دقیق به جزئیات، بررسی پیشنهادهای عملیاتی و گفتوگوی مستمر کارشناسی است؛ نه دیدارهای چندساعتهای که بدون پرداختن به چارچوبهای فنی پایان یابد. به گفته این منابع، حتی در طرح برخی ایدههای مشخص از سوی ایران، این تردید وجود داشته که آیا طرف مقابل با تمرکز کافی به این پیشنهادها گوش داده و آنها را مبنای پیشرفت گفتوگو قرار داده است یا خیر.
ابهام دیگر، به تناقض در پیامهای صادرشده از سوی آمریکا بازمیگردد. اظهارات رسانهای رئیسجمهور آمریکا در مواردی با آنچه نمایندگان این کشور در جلسات بیان کردهاند، همخوانی کامل نداشته است. این دوگانگی، نهتنها روند اعتمادسازی را تضعیف میکند، بلکه میتواند مسیر شکلگیری یک نقشه راه مشترک را نیز مختل سازد.
مطالبهای که از واشنگتن آغاز شد
نکته قابل تأمل آن است که اصل درخواست برای آغاز این دور از مذاکرات، ابتدا از سوی آمریکا مطرح شد. با این حال، روند اجرایی و پیامهای متناقض اخیر این پرسش را ایجاد کرده که آیا اراده سیاسی منسجم و اختیارات کافی برای رسیدن به یک توافق پایدار در طرف مقابل وجود دارد یا خیر.
در سوی دیگر، تهران اعلام کرده با برنامه و چارچوب مشخص وارد گفتوگوها شده و آمادگی دارد توافقی متوازن و قابل اجرا را نهایی کند؛ توافقی که ضمن تأمین منافع دو طرف، از تجربههای پیشین نیز بهره گرفته باشد.
انتهای پیام/